تبلیغات اینترنتیclose
مسائل استراتژیک
 
 
تاریخ :  يکشنبه 15 دی 1392
نویسنده :  reza

پارادایم چیست؟

 

پارادايم را اساتيد رشته هاي مختلف معاني گوناگوني ذكر كرده اند، از جمله:

- الگو و نمونه

- گفتمان برتر و گفتمان حاکم

- نگرش

- فضای حاکم بر ذه

- اصولي است كه بر بينش ما نسبت به چيزها و جهان حاكم است.

- معناي عام: منشاء اصول و مقررات

- معناي اخص: سرمشق

- مفروضات كلي نظري و قوانين و فنون كاربرد آنها كه اعضاي جامعه علمي خاصي آنها را پذيرفته و به كار مي گيرند.

- الگوي تبيين

-معنای عام: چارچوب فکری

- معنای خاص: محدوده ای از عالم هستی و قواعد آن

- ساختاری برای پیش فرضها، باورها و برداشتهای مشترک است

- دیدگاه انسان نسبت به حقیقت

- و ...

----------------- -------------- ---------- -------------------- ---------------- ------------- 

براي تكميل مطالب، ادامه را ببينيد: ...



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 3081
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

مفهوم استراتژي سالهاي سال به عنوان يك مفهوم نظامي به كاربرده شده است . بنابراين استراتژي در يك جنگ براي رسيدن به نتيجه ، علم و هنر آرايش و استقرار سپاه (ارتش) يكي از طرفين متخاصم است . در كشور ما كلمه معادل استراتژي كه مورد استفاده قرار گرفته است واژه « سوق الجيشي » است كه مستقيما به عمليات نظامي مربوط است و به عنوان « تمركز واحدهاي نظامي به مناسبترين شگرد و در صورت لزوم هنر جابه جايي » تعريف شده است . به بيان ديگر استراتژي يعني تشخيص اينكه دشمن مي تواند عملي انجام دهد يا نه و نسبت به ريختن يك طرح عمومي ، جاي دادن قواي خود و در صورت لزوم به حركت درآوردن آن كاري از پيش مي برد يا نه .



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1635
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza
 

 

 مقاله "استراتژی چیست؟ " یکی از بهترین منابع برای کسانی است که می خواهند مطالعه در حوزه استراتژی را شروع کنند،این مقاله را پورتر در سال ۱۹۹۶ یعنی ۱۷ سال بعد از ارایه اولین مقاله اش "چگونه نیروهای رقابتی استراتژی را شکل می دهند"منتشر کرد،او در این مقاله بیشتر  به تبیین مفهوم استراتژی از منظر خودش می پردازد و به منتقدانی که معتقدند که با وجود تقلید های مدام در عرصه صنعت نمی توان مزیت رقابتی پایدار داشت،پاسخ میدهد.

در نهایت او در این مقاله تعریف زیر را برای استراتژی ارایه می دهد:

 

Strategy is difining a company’s position, making trade-offs, and forging fit among activities
 
•استراتژی یعنی تعیین موقعیت یک شرکت،تعیین اولویت ها و متناسب نمودن فعالیت ها.
 
 
 فایل پاور پوینت و پی دی اف مقاله  را از اینجا می توانید دانلود کنید:
 
استراتژی چیست؟
 Porter, M.E. (1996) "What is Strategy", Harvard Business Review 
 
 
 
 
 


:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1538
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

استراتژی چیست؟

واژه «استراتژی» (Strategy) که اکنون در زبان فارسی از آن به «راهبرد» تعبیر می شود مفهومی است که از عرصه نظامی نشأت گرفته و بعداً در سایر عرصه ها از جمله اقتصاد، تجارت و به ویژه عرصه سیاست و مملکت داری از کاربرد زیادی برخوردار شده است.

ریشه واژه «استراتژی» واژه یونانی «استراتژیا» (Strategia) به معنای «فرماندهی و رهبری» است. اکنون معنای ساده استراتژی عبارت است از یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف.



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1063
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

استراتژی چیست ؟

اگرمجموعه ای از آگاهیها و اطلاعات منظم درباره یک یا چند موضوع را (علم )بنامیم ومهارت به کارگیری علم در صحنه عمل نیز (هنر)باشد، استراتژى؛ آگاهيهاي منظمي است که نحوه به خدمت گرفتن قدرت سياسى، اقتصادى، نظامی و فرهنگی را برای رسیدن به هدفهای مورد نظر نشان می دهد. بنابراین، استراتژى علم است ؛ اما همه کسانی که از علم استراتژی آگاهی دارند، قادر نیستند آن را به کارگیرند، فقط کسانی که مهارت کافی در این زمینه دارند، مي توانند از استراتژى استفاده کنند، پس به یک معنا، استراتژى نوعي هنر است. خلاصه آنکه، استراتژى هم علم و هم هنر است.



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1324
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza


:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 648
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza
كد مطلب: 61472
 
تعداد نمایش: 250

فراز و نشیب در تعریف استراتژی (بررسی تطبیقی)

 

 

چکیده: در سیر اندیشه های مدیریت، نظریه پردازان تعاریف گوناگونی را برای واژه استراتژی ارائه کرده اند. هر یک از این تعاریف از خواستگاه متفاوت بوجود آمده اند، و همچنین مولد راهواره های گوناگونی گشته اند. بی تردید انتخاب هر یک از انها، نه تنها مسیر و فرایند برنامه ریزان راهبردی، بلکه نتایج برنامه های راهبردی رامتفاوت ساخته اند. در این مقاله، ضمن معرفی برخی از تعاریف مشهور در این حوزه، ابتدا سیر تحول مفهوم استراتژی در حوزه های سیاسی، نظامی و اقتصادی و سپس ، سیر تکوینی تفسیر و کاربرد آن را در سیر اندیشه های مدیریت، در سه زمینه، نسل های مفهوم سازی، کاربرد مفهوم استراتژی، بیان ویژگی های تعاریف هر نسل، تشریح می کنیم. در ادامه برای بررسی مقایسه ای یک تعریف، ویژگی های تعریف کامل از راهبرد را همراه با معیارهای برای انتخاب یک تعریف، جمع اوری و توصیف می کنیم. در پایان با بحث درباره روش های به گزینی انتخاب تعریف مناسب، شیوه های انتخاب یک تعریف موجه را بر اساس سه شیوه؛ روش پیگیری و انطباق، جستجوی معنی در لغت نامه ها، روش های ابتکاری، معرفی نموده و به یکی از روش های ابتکاری که بر اساس یافته های پژوهشی محق در خلال جلسات متوالی بارش فکری به دست امده است، نتیجه گیری می شود.

کلمه های کلیدی:
تعریف استراتژی
نسل های مفهوم سازی
معیارهای انتخاب تعریف
به گزینی انتخاب


:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 861
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

استراتژي Strategy


استراتژي تشخيص فرصت هاي اصلي و تمرکز منابع سازمان در جهت تحقق منافع نهفته‌ي در آن است. فرصت در محيط کسب و کار نياز پاسخگو نشدهي بازار مي‌باشد(کتاب تفکر استراتژيک- دکتر غفاريان و دکتر کيهاني).
در اين راستا تعريف استراتژي از ديدگاه کاپلان به صورت زير تعريف گرديده است:



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1342
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

استراتژي چيست؟

استراتژي به عنوان يك مفهوم برآورنده هماهنگي بين سازمان و محيط بيروني آن است كه آغاز كاربرد آن در علوم بازرگاني به نيمه دوم قرن بيستم برمي گردد .

در سالهاي اخير علي رغم اينكه براهميت موضوع تأكيد بسيار مي شود ، اما برروي تعريف مفاهيم برنامه ريزي استراتژيك هنوز يك همبستگي فكري كامل وجود ندارد . در فرهنگ مربوط به مديريت سازمان عنوانهاي عمومي از قبيل « مديريت استراتژيك » ، « سياست بازرگاني » ، « برنامه ريزي درازمدت » ، « استراتژي شركت » و يا مفاهيمي از قبيل «استراتژي » و « سياست » گاهي مترادف يكديگر و گاهي هم در معناهاي مختلف به كار برده مي شوند .



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 720
:: برچسب‌ها: ,
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

مدیریت استراتژیک




مقدمه

آیا تا به حال از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی از شرکت‌های بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافته‌اند و چرا برخی از شرکت‌های کوچک و گمنام به یکباره به جایگاه‌های ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیده‌اند؟ آیا در این مورد فکر کرده‌اید که چرا برخی از مؤسسات، نوسان‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه می‌کنند و در مقابل برخی از سازمان‌ها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز می‌مانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به نام «استراتژی» و «مدیریت استراتژیک» جستجو کرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی گذرا بر مدیریت استراتژیک و ضرورت و موانع بکارگیری آن در سازمان‌ها داشته باشیم.



تعریف استراتژی و مدیریت استراتژیک

تعاریف مختلف و گاه ناسازگاری از استراتژی و مدیریت استراتژیک ارائه شده است. به تعبیر یکی از متخصصان مدیریت این عبارات مانند« هنر» است که وقتی آنها را می‌بینیم تشخیص دادن آنها آسان است اما وقتی در پی تعریف کردن و توضیح دادن آنیم خیلی مشکل به نظر می‌رسد.

استراتژی

الگویی بنیادی از اهداف فعلی و برنامه‌ریزی شده، بهره برداری و تخصیص منابع و تعاملات یک سازمان با بازارها، رقبا و دیگر عوامل محیطی است. طبق این تعریف یک استراتژی باید سه چیز را مشخص کند:

  • چه اهدافی باید محقق گردد
  • روی کدام صنایع، بازارها و محصول‌ها باید تمرکز کرد
  • چگونه برای بهره‌برداری از فرصت‌های محیطی و مواجهه با تهدیدهای محیطی به منظور کسب یک مزیت رقابتی منابع تخصیص یابد و چه فعالیت‌هایی انجام گیرد.

 

مدیریت استراتژیک

تصمیمات و فعالیت‌های یکپارچه در جهت توسعه استراتژی‌های مؤثر، اجرا و کنترل نتایج آنهاست.
بنابراین مدیریت استراتژیک فعالیت‌های مربوط به بررسی، ارزشیابی و انتخاب استراتژی‌ها، اتخاذ هر گونه تدابیر درون و بیرون سازمانی برای اجرای این استراتژی‌ها و در نهایت کنترل فعالیت‌های انجام شده را در برمی‌گیرد.



ضرورت استفاده از مدیریت استراتژیک

با نگاهی دقیق به مفهوم مدیریت استراتژیک می‌توان به ضرورت استفاده از آن پی برد. با توجه به تغییرات محیطی که در حال حاضر شتاب زیادی به خود گرفته است و پیچیده شدن تصمیمات سازمانی، لزوم بکارگیری برنامه‌ای جامع برای مواجهه با اینگونه مسائل بیشتر از گذشته ملموس می‌شود. این برنامه چیزی جز برنامه استراتژیک نیست. مدیریت استراتژیک با تکیه بر ذهنیتی پویا، آینده‌نگر، جامع‌نگر و اقتضایی راه حل بسیاری از مسائل سازمانهای امروزی است. پایه های مدیریت استراتژیک بر اساس میزان درکی است که مدیران از شرکت‌های رقیب، بازارها، قیمت‌ها، عرضه‌کنندگان مواد اولیه، توزیع‌کنندگان، دولت‌ها، بستانکاران، سهامداران و مشتریانی که در سراسر دنیا وجود دارند قرار دارد و این عوامل تعیین‌کنندگان موفقیت تجاری در دنیای امروز است. پس یکی از مهمترین ابزارهایی که سازمان‌ها برای حصول موفقیت در آینده می‌توانند از آن بهره گیرند «مدیریت استراتژیک» خواهد بود.



مزایای مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک به سازمان این امکان را می‌دهد که به شیوه‌ای خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه مدیریت باعث می‌شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت‌هایش به گونه‌ای درآید که اعمال نفوذ نماید (نه اینکه تنها در برابر کنش‌ها، واکنش نشان دهد) و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل درآورد.
از نظر تاریخی، منفعت اصلی مدیریت استراتژیک این بوده است که به سازمان کمک می‌کند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول‌تر و منطقی‌تر راه‌ها یا گزینه‌های استراتژیک را انتخاب نماید و بدین گونه استراتژی‌های بهتری را تدوین نماید. تردیدی نیست که این یکی از منافع اصلی مدیریت استراتژیک است ولی نتیجه تحقیقات کنونی نشان می‌دهد که این فرایند می‌تواند در مدیریت استراتژیک نقش مهم‌تری ایفا کنند. مدیران و کارکنان از طریق درگیرشدن در این فرایند خود را متعهد به حمایت از سازمان می‌نمایند. یکی دیگر از مهمترین منافع مدیریت استراتژیک این است که موجب تفاهم و تعهد هر چه بیشتر مدیران و کارکنان می‌شود. یکی از منافع بزرگ مدیریت استراتژیک این است که موجب فرصتی می‌شود تا به کارکنان تفویض اختیار شود. تفویض اختیار عملی است که به وسیله آن کارکنان تشویق و ترغیب می‌شوند در فرایندهای تصمیم‌گیری مشارکت کنند، خلاقیت، نوآوری و خیال پردازی را تمرین نمایند و بدین گونه اثر بخشی آنها افزایش خواهد یافت.




فرآیند مدیریت استراتژیک

فرآیند مدیریت استراتژیک را می‌توان به چهار مرحله تقسیم کرد:

  • تحلیل وضعیت
  • تدوین استراتژی
  • اجرای استراتژی
  • ارزیابی استراتژی

 

  • تحلیل وضعیت
  • اهداف بلندمدت، مأموریت سازمان (علت وجودی و اینکه چه هستیم)، چشم انداز سازمان (چه می‌خواهیم باشیم)
  • تجزیه و تحلیل محیط داخلی و قابلیت‌های سازمان
  • تجزیه و تحلیل محیط خارجی

 

  • تدوین استراتژی

در تدوین استراتژی باید ابتدا مجموعه استراتژی‌های قابل استفاده را لیست کرده و سپس با استفاده از مدل‌های مختلفی که در بحث‌های مدیریت استراتژیک آمده است و با توجه به نتایج بدست آمده در تحلیل وضعیت که در مرحله اول آمده است استراتژی برتر را انتخاب می‌کنیم. در این مرحله باید مدیران میانی و حتی رده پائین سازمان را نیز مشارکت داد تا در آنها ایجاد انگیزش کند.

  • اجرای استراتژی

برای اجرای استراتژی‌ها باید از ابزار زیر بهره گرفت:

  • ساختار سازمانی متناسب با استراتژی‌ها
  • هماهنگ‌سازی مهارت‌ها، منابع و توانمندی‌های سازمان در سطح اجرایی
  • ایجاد فرهنگ سازمانی متناسب با استراتژی جدید سازمان اجرای موفقیت آمیز استراتژی به همکاری مدیران همه بخش‌ها و واحدهای وظیفه‌ای سازمان نیاز دارد.

 

  • ارزیابی استراتژی

برای تعیین حدود دستیابی به هدف‌ها، استراتژی اجرا شده، باید مورد کنترل و نظارت قرار گیرد. ارزیابی استراتژی شامل سه فعالیت اصلی می‌شود:

  • بررسی مبانی اصلی استراتژی‌های شرکت
  • مقایسه نتیجه‌های مورد انتظار با نتیجه‌های واقعی
  • انجام دادن اقدامات اصلاحی به منظور اطمینان یافتن از این که عملکردها با برنامه‌های پیش بینی شده مطابقت دارند. اطلاعاتی که از فرایند ارزیابی استراتژی به دست می‌آید باید به گونه‌ای باشد که عملیات و اقدامات را تسهیل نماید و باید کسانی یا واحدهایی را معرفی نماید که نیاز به اصلاح دارند.



موانع و مشکلات طراحی برنامه‌های استراتژیک

در این زمینه اولین مشکلات عبارتست از موانع ایجاد و توسعه روند مدیریت استراتژیک در سازمان‌ها که این فرآیند را از بنیان و پای بست با مشکل مواجه می‌سازند. دلایل گوناگونی وجود دارند که برخی از سازمان‌ها تمایل چندانی به ایجاد و توسعه روندهای مدیریت استراتژیک از خود نشان ندهند که مهمترین آنها عبارتند از:

  • عدم آگاهی مدیریت سطح بالا نسبت به وضعیت واقعی سازمان
  • خودفریبی مدیران سطح بالا به طور جمعی درباره موقعیت سازمان
  • توجه مدیران به حفظ وضع موجود
  • درهم آمیختگی دشواری‌های مشترک مدیریت سطح بالا و دشواری‌های عملکرد روزانه
  • کامیابی‌های گذشته سازمان
  • اشتباه تلقی کردن هر گونه تغییر در رابطه با هر چه در گذشته در سازمان انجام گرفته است
  • نارسایی در کاربرد وظایف فوری



بررسی موانع اجرای برنامه‌های استراتژیک

یکی از پژوهشگران مدیریت استراتژیک، در مقاله‌ای تحت عنوان«هفت خطای مرگبار استراتژیک» به بیان خطاها و مشکلات رایج در زمینه اجرای استراتژی می‌پردازد:

  • خطای مرگبار شماره ۱- استراتژی ارزش اجرا ندارد

استراتژیی ارزش اجرا کردن را دارد که قدرت الهام‌دهی داشته باشد و به کارکنان کمک کند تا دریابند وظایفشان چگونه با استراتژی مرتبط می‌شود، به عنوان راهنمائی برای اولویت بندی تصمیمات بکار رود و در کارکنان برای تسهیل ارتباطات ایجاد بصیرت نماید.

  • خطای مرگبار شماره ۲- کارکنان در مورد اینکه استراتژی چگونه اجرا خواهد شد روشن نیستند

در این مورد تعدادی موضوع مهم هستند که باید در ابتدا مشخص شوند. این موضوعات عبارتند از:

  • اولویت‌ها: اولویت‌های شما چیست؟
  • جدول زمانی: اجرای استراتژی با چه سرعتی باید پیش برود.
  • تأثیرات: استراتژی، چه تأثیری بر فعالیت‌های شما می‌گذارد.
  • مشارکت: چه کسانی بایستی مشارکت داشته باشند و در چه زمانی.
  • مخاطرات: مخاطراتی که مانع اجرای استراتژی هستند را شناسایی و آنها را کاهش دهید.

 

  • خطای مرگبار شماره ۳- مشتریان و کارکنان، استراتژی‌ها را به طور کامل در نیافته‌اند

برنامه اجرای استراتژی باید شامل یک برنامه ارتباطات باشد که مشخص کند به چه افرادی و تا چه اندازه باید در مورد استراتژی توضیح داده شود.

  • خطای مرگبار شماره ۴ - مسئولیت اشخاص در زمینه اجرای تغییرات نامشخص است

کارکنان باید به منظور اجرای استراتژی کاملاً تفهیم شده و مسئولیت‌های خاص هر یک به آنان واگذار شود. هر چه تعداد افرادی که بطور مستقیم در فرایند اجرا مشارکت داده می‌شوند بیشتر باشد بهتر است.

  • خطای مرگبار ۵- مدیر عامل و مدیران ارشد به هنگام شروع اجرا، از صحنه خارج می‌شوند

غالباً، سطح علاقه مدیران ارشد پس از تدوین استراتژی و توافق بر آن کاهش می‌یابد. اگر کارکنان احساس کنند که مدیریت ارشد کاملاً نسبت به استراتژی متعهد نیستند علاقه آنان نیز کاهش می‌یابد.

  • خطای مرگبار ۶- عدم تشخیص موانع

برنامه‌ها هیچگاه دقیقاً اجرا نمی‌شوند. سازمان‌ها در یک محیط پویا و متغیر فعالیت می‌کنند لذا حوادث پیش بینی نشده ممکن است در طول اجرا سر بر آورند. باید این موانع، تشخیص داده شوند و زمانی که این بحران‌ها و عدم اطمینان‌ها به وقوع می‌پیوندند، کارکنان باید برای ایجاد راه‌حل‌هایی خلاقانه در جهت غلبه بر این موانع تشویق شوند.

  • خطای مرگبار ۷- فراموش کردن کسب و کار

یک مخاطره دیگر عبارت است از این که تدوین و اجرای استراتژی تمام توجه مدیران ارشد را به خود جلب نماید و آنان فراموش کنند که کسب و کاری دارند که باید به اداره آن بپردازند.

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA+%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C%DA%A9&SSOReturnPage=Check&Rand=0

پایگاه دانشنامه رشد



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 895
:: برچسب‌ها: ,
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *