تبلیغات اینترنتیclose
استراتژی چیست ؟-5
 
 
تاریخ :  شنبه 4 آذر 1391
نویسنده :  reza

علی صلح جو

اگرمجموعه ای از آگاهیها و اطلاعات منظم درباره یک یا چند موضوع را (علم )بنامیم ومهارت به کارگیری علم در صحنه عمل نیز (هنر)باشد، استراتژى؛ آگاهيهاي منظمي است که نحوه به خدمت گرفتن قدرت سياسى، اقتصادى، نظامی و فرهنگی را برای رسیدن به هدفهای مورد نظر نشان می دهد. بنابراین، استراتژى علم است ؛ اما همه کسانی که از علم استراتژی آگاهی دارند، قادر نیستند آن را به کارگیرند، فقط کسانی که مهارت کافی در این زمینه دارند، مي توانند از استراتژى استفاده کنند، پس به یک معنا، استراتژى نوعي هنر است. خلاصه آنکه، استراتژى هم علم و هم هنر است.

تعريف استراتژى

الف ـ مفهوم لغوي استراتژى: واژه استراتژى از کلمه يوناني(استراتگوس) Strategos   گرفته شده است. استراتگوس یا (استراتژ) به معنای لشکر است. استراتگوس به معنی فرماندهی ارتش هم به کار می رفت. بطور مثال، ارتش یونان باستان که از گروههای کوچک سربازانِ متعلق به خاندانهای یونانی تشکیل شده بود، توسط افرادی به نام «استراتگوس» فرماندهی می شد. علاوه بر این، معاني زير نيز براى استراتژى مطرح شده است : فن اداره جنگ، فن فرماندهى، فن جنگ و طرح نقشه برای جنگ. ب: مفهوم اصطلاحي استراتژى: استراتژى در معناي اصطلاحي جديد به اين صورت تعريف ميشود:

فن و علم توسعه و به کارگيري قدرت سياسى، اقتصادى، فرهنگی و نظامی ملت، هنگام جنگ و صلح، به منظور تأمین حداکثر پشتیبانی از سیاستهای ملی و افزایش احتمال دستیابی به نتایج مطلوب برای کسب حداکثر پیروزی و حداقل شکست. هرگاه قدرت سياسى، نظامى، فرهنگي و اقتصادى، در جهت دستيابي به اهداف نظامى يک ملت به کار رود، استراتژي نظامى ناميده ميشود به همين ترتيب براي هر يک از ابعاد سياسي، فرهنگي و اقتصادى نيز مي توان يک تعريف از استراتژى ارائه داد. استراتژي در معناي قديمي خود به مفهوم به کارگيري همه امکانات کشور براي دست يافتن به هدفهاي نظامى بود، اما به تدريج استراتژى از بعد نظامى محض، فاصله گرفت و در حال حاضر اهداف نظامى، بخشی از اهداف ملی یک کشور را تشکیل میدهد.

مفاهيم مرتبط و نزديک به استراتژى:

در این قسمت، واژههای تاکتیک، و مناطق استراتژىک را بيان مي کنيم تا قلمرو معاني آنها از قلمرو معناي استراتژى متمايز شود.

الف : تاکتیک : تاکتيک در گذشته همانند استراتژى يک مفهوم نظامى داشت. و در این معنا، به مفهوم کاربرد سلاحها در جنگ بود. اما معناي تاکتيک مانند استراتژى تغيير يافته است. امروزه تاکتیک به روشهایی گفته میشود که به وسیله آن، استراتژى به اجرا در ميآيد تا به هدفهاي مورد نظر برسد. بنابر این، تاکتیک، جزيي از استراتژى و در خدمت آن است. علاوه بر این، استراتژی یک هدف کلی است که در دراز مدت قابل دسترسی است، در حالی که تاکتیک در کوتاه مدت تحقق می یابد.

ب: مناطق استراتژیک : کلمه (استراتژيک ) در لغت به معناي (سوق الجيشي ) است و سوق الجيشي مترادف بالشکرکشي و استراتژى به کار مي رود. در اصطلاح، منطقه استراتژیک به برخی از نقاط جغرافیایی زمین گفته میشود که به دلایل زیر دارای اهمیت است:

1ـ واقع شدن بین دو ناحیه مهم : مانند عربستان که بین خلیج فارس و دریای سرخ قرار گرفته است. 2ـ موقعیت تجاری و مسافری : مانند جزیره کیش در آبهای جنوبی ایران که دارای چنین نقشی است. ـ3 موقعیت بندرگاهی : مانند لبنان که در ساحل شرقی دریای مدیترانه از موقعیت بندرگاهی برخوردار است.4ـ واقع شدن در کنار تنگههای بین المللی : مانند ایران و عمان به علت واقع شدن در دو سوی تنگه هرمز.به دليل چنين اهميت سياسى، اقتصادى، فرهنگي و نظامي است که تصرف يا کنترل منطقه استراتژيک يا حياتى، موجب برتري قابل توجه قاره اى، منطقه ای و ملی هر کشور یا کشورهایی است که آن را به اشغال در میآورند و یا از آن نگهداری میکنند. البته اهميت مناطق استراتژىک در زمان جنگ دو چندان ميشود، زیرا از طریق آن می توان ضربههای مؤ ثری بر دشمن وارد کرد.

انواع استراتژى:

در تقسيمي که براي استراتژى در نظر ميگيرند، واژه (سیاست ملّی ) در رأس آن قرار دارد. سیاست ملّی با (استراتژی بزرگ )، (استراتژی همه جانبه ) و نظایر آن مترادف می باشد و به معنای بسیج و هدایت همه امکانات کشور برای نیل به خواستههای ملّی است. برای دستیابی به اهداف و منافع ملی از استراتژیهای مختلفی استفاده میشود. به عنوان مثال، هرگاه امکانات نظامى کشور براي تحقق سياست ملّي، بسیج و هدایت گردد، چنين اقدامي در چارچوب استراتژى نظامى قرار مي گيرد.بطور عمده، استراتژی به استراتژیهای نظامی و سیاسی تقسیم می گردد. تمایز استراتژی نظامی از سیاسی به اهداف، ابزارها و منابع مورد استفاده هر یک از آنها برمی گردد. به عنوان مثال، استفاده از نيروي نظامى، مشخصه به کارگيري استراتژى نظامى است. بنابراین، استراتژى نظامى را (استراتژي مستقيم ) و استراتژى سياسي را (استراتژي غير مستقيم ) مينامند.

در استراتژیهای نظامی یا مستقیم، به کارگيري نيروي نظامى، امکانات نظامى و تاءکيد فزاينده بر اهميت تعيين کننده بهره برداري از نيروي انساني در دستيابي به هدف جنگ، نقش اساسی دارد. استراتژی مستقیم از آزادی عمل کمتری برخوردار است، زيرا فقط مي توان از نيرو و قدرت نظامى براي پيروزي بر دشمن بهره گرفت. در استراتژىهاي سياسي يا غير مستقيم از توان نظامى به منظور فشار بر دشمن و براي پذيرش خواسته ها استفاده ميشود و در کنار آن براي دستيابي به اهداف مورد نظر، از مذاکرات و راه حلهای سیاسی هم بهره میگیرند. اگرچه استراتژی غیر مستقیم در گذشته نیز، مورد توجه و استفاده بود، اما در حال حاضر با کاهش اعتبار استراتژى مستقيم که ناشي از تنفر بشر از جنگ و عدم کارايي مؤ ثر جنگ براي تأمين اهداف است، بر اهميت به کارگيري استراتژى غير مستقيم افزوده شده است.

واضع واژه استراتژی غیر مستقیم، «لیدل هارت» انگلیسی در سال 1291 ه. ش. / 1912 میلادی است. به عقيده وي استراتژى غيرمستقيم به معناي فشار غير مستقيم نيروي نظامى بر دشمن، توجه محدود به کاربرد قدرت نظامى، به کارگيري عوامل روانى، پرهیز از زور و خشونت تا سرحد امکان و بهره گیری از تشویق، ترغیب، تنبيه و مصالحه سياسى، اقتصادى و فرهنگي براي نيل به تأمين و حفظ امنيت و منافع واهداف ملّي است. برای تحقق هدفهای مورد نظر، هر کشوری با توجّه به امکانات و تواناییهای بالفعل و بالقوه، موقعيت جغرافيايى، نيازهاي داخلى، تهدیدهای موجود، توان اقتصادى، ساختار نظام بين المللي و نظاير آن استراتژى سياسي مناسب را بر ميگزيند.

انواع استراتژى سياسي عبارتند از:

 الف : استراتژى انزواطلبي استراتژي انزواطلبي، حاکي از عدم پذيرش تعهدات نظامى و اعزام نيروي نظامى به خارج وکاهش روابط ديپلماتيک، اقتصادى و فرهنگي با کشورهاي ديگر است. کاهش روابط با کشورها به معنای عدم توانایی در برقراری روابط نیست، بلکه یک کشور به میل خود به قطع یا کاهش روابطى مى پردازد که ممکن است منجر به دخالت و یا سلطه دیگران بر آن کشور گردد، زیرا هدف استراتژی انزوا، حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور است. علاوه بر آن، این استراتژی در صدد است بدون اتکا به دیگران، هرگونه تهديد داخلي و خارجي را دفع نموده و با بهره گيري از خودکفايي اقتصادى و اجتماعي، زندگی توأم با رفاه ملّی را برای مردم خویش به ارمغان آورد. شرط انتخاب و موقعيت استراتژى انزوا، غناي اقتصادى و اجتماعي، تعدد قدرتهای جهانی و توزیع قدرت، دور بودن موقعيت جغرافيايى کشور و برکناري از صحنه اصلي کشمکش (يا فقدان تهديد مستقيم ) است. چنین شرایطی در گذشته فراهم بود، ولي امروزه با ارتقاي سطح تکنولوژى، بخصوص گسترش و بهبود ارتباطات و افزايش قدرت پرتاب تسليحات نظامى که قادر است هرکشور دور دستي را مورد حمله قرار دهد و نيز، افزایش وابستگی متقابل، ادامه استراتژى انزوا طلبي را غير ممکن کرده است.

ب ـ استراتژى بيطرفي بيطرفي براي نخستين بار در جنگهاي قرن سيزده (ه. ش. /) قرن (نوزده میلادی) مورد توجه قرار گرفت. دولت بیطرف، از هرگونه اقدامی که منجر به شروع جنگ و ادامه آن شود، خودداری می کرد. این اقدامات شامل آموزش و نام نویسی داوطلبان جنگ، تجهيز و تدارک نيروي نظامى، اجازه عبور و مرور به سربازان متخاصم و مانند آن می شد. در ازای قبول و انجام این الزامات، کشورهای قدرتمند، حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور بیطرف را تضمین می کردند. پذیرش بیطرفی از سوی قدرتهای بزرگ علاوه بر مزایاى فوق، حاوی مزایای سیاسی و دیپلماتیکی چون نقل و انتقال اسرا و زندانیان و حل و فصل اختلافات نیز می باشد. اعلام بیطرفی یک جانبه هیچگاه به اندازه بیطرفی دولتی که مورد قبول دولتهای قدرتمند قرار گرفته باشد، پايدار نيست استراتژي بيطرفي همانند استراتژى انزواطلبي موجب تداوم وضع موجود و برقراري توازن قدرت بين کشورهاي قدرتمند مي گردد؛ بر خلاف مفهوم واقعي بيطرفى، شوروی (سابق ) کشوری را بیطرف می دانست که در درگیری شوروی (سابق)، با آمریکا، موضع ضد آمریکایی داشته باشد. آمریکا هم با بیطرفی مخالف بود، زیرا قبول بیطرفی کشوری از سوی آمریکا، متضمن خروج آن کشور از حوزه نفوذ آمریکا بود. بیطرفی موقت (بیطرفی در یک جنگ ) و بیطرفی پایدار (بیطرفی برای مدت طولانی )، بیطرفی مثبت (عدم شرکت در جنگ و تلاش برای خاتمه دادن به جنگ ) و بیطرفی منفی (نجات دادن خود از معرکه جنگ ) از انواع بیطرفی محسوب می شوند.

ج ـ استراتژى عدم تعهد دلايلي چون تجربه تلخي که کشورهاي مستعمره از سالها وابستگي به دولتهاي استعمارگر داشتند و نيز، به دلیل صدماتی که از جنگ جهانى دوم دیده بودند و همچنین خساراتی که ادامه جنگ سردِ (بین دو ابرقدرت ) برای آنان داشت، باعث شکل گیرى جنبشهای استقلال طلبانه و ایجاد جنبش عدم تعهد یا (عدم وابستگی ) گردید. شالوده عدم تعهد به ابتکار و پیشقدمی مارشال یوسیپ بروزتیتو (رهبر یوگسلاوی سابق )، جواهر لعل نهرو (نخست وزیر هند)، جمال عبدالناصر (رئیس جمهور مصر) و احمد سوکارنو (رئیس جمهور اندونزی ) در سال 1326 ه. ش. / 1947 م، با برگزاری کنفرانس کشورهای آسیایی در دهلی نو ریخته شد و سرانجام در اجلاس گسترده کشورهای آسیایی و آفریقایی در «باندونگ اندونزی» در سال 1334 ه. ش. / 1955 م، تکمیل و در کنفرانس 1340 ه. ش. / 1961 م، بلگراد رسمیت یافت.

عدم تعهد بر اصولی چون احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت کشورها، عدم تجاوز، عدم دخالت دولتها در امور داخلی یکدیگر، مساوات کشورها، همزیستی مسالمت آمیز، بیطرفی مثبت، مخالفت با تبعيض نژادى، مبارزه با توسعه نيافتگى، استعمار و سرمايه دارى، پرهیز از واگذاری پایگاه نظامی و مانند آن استوار است. نقطه ثقل استراتژي عدم تعهد بر عدم وابستگي نظامى و نه سياسي و فرهنگي و اقتصادى قرار دارد، به همین دلیل و نیز به علت فقدان ایدئولوژی مشترک بین اعضا، این استراتژى چندان قرین موفقیت نبوده است.

د ـ  استراتژى اتحاد و ائتلاف:

هرگاه دو یا چند کشور معتقد شوند که فقط در صورت برقراری اتحاد و ائتلاف متقابل، قادر به حفظ و یا دستیابی به اهداف و منافع ملی هستند، مبادرت به تاءسیس (اتحاد) می کنند. بنابر این، اشتراک در اهداف و منافع ملى، ایدئولوژی و تصور خطر مشترک موجب ایجاد و تداوم اتحادهاست. بر این اساس، اتحادها فقط جنبه نظامى ندارند (مانند بازار مشترک اروپا و اکو). در واقع افزایش نفوذ همه جانبه و یا جنگ، تنها هدف اتحادها نیست، بلکه اتحادها بیشتر جنبه بازدارندگی دارند. حتی پیمانهایی که از جنبه تهاجمی برخوردارند تهاجمی بودن خود را به وضوح در قراردادهاى منعقده ذکر نمیکنند. اتحادها را به طُرق مختلف تقسیم میکنند، بطور عمده، شرط تحقق پیمان (مانند تجاوز به یکی از اعضا)، نوع و میزان تعهدات اعضا(همیشه تعهدات اعضا برابر نیست )، درجه همکاری اعضا (همکاری اعضای پیمان بر خلاف گذشته تا زمانی که پیمان وجود دارد، دايمي است ) و گستردگي حوزه جغرافيايى، معیاری برای تقسیم بندی اتحادهاست. عملی شدن یا نشدن هدفهای همه اعضا و یا یکی از آنها، اختلاف میان متعاهدین، روی کارآمدن نخبگان سیاسی جدید در یکی از کشورهای عضو، وقوع جنگ بین طرفین معاهده، تغيير اساسي در اوضاع و احوال بين المللى، انقضای زمانی اتحاد، عدم هماهنگى در ارزشها و ایدئولوژی بین اعضا و نظایر آن از عوامل شکاف و فروپاشی اتحادها به شمار میروند.امید انقلاب آذر 1386 – شماره361

 

 http://cssir.ir/?index=72

 



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 1330
:: برچسب‌ها: ,
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *