تبلیغات اینترنتیclose
پارادايم چيست؟ what is Paradigm?
 
 
تاریخ :  يکشنبه 15 دی 1392
نویسنده :  reza

 

پارادایم چیست؟

 

» پارادايم، اصطلاحي است كه در فلسفه علم به كار گرفته مي شود و مقصود از آن، اصولي است كه بر بينش ما نسبت به چيزها و جهان حاكم است. (ادگار مورن، درآمدي بر انديشه پيچيده، ص 16)

علاوه بر اين معناي عام (منشاء اصول و مقررات)، معناي اخص آن «سرمشق» مي باشد. (ر.ك: آلن اف، چالمرز، چيستي علم، ترجمه سعيد زيبا كلام، نشر سمت، 1379، ص 109 پاورقي)
اين اصطلاح نخستين مرتبه توسط «توماس كوهن» در كتاب «ساختار انقلاب هاي علمي» به كار رفت و مدل جديدي براي تبيين چگونگي رشد و توسعه علوم ارائه كرد؛ كوهن كه در زمينه تاريخ علم تحقيق مي نمود*، متوجه شد كه تبيين هاي سنتي از علم، خواه استقراء گرا و خواه ابطال گرا، با شواهد تاريخي تطبيق نمي كند. از اين رو كوشيد تا درباره علم نظريه اي طرح كند كه با واقعيات تاريخي، آن گونه كه او مي بيند، توافق داشته باشد.
ويژگي عمده نظريه وي تأكيدي است كه بر مميزه انقلابي پيشرفت هاي علمي دارد به طوري كه موافق آن، انقلاب متضمن طرد و رد يك ساختار نظري و جايگزيني آن با ساختار ناسازگار ديگري است. ويژگي ديگر اين نظريه تأكيد بر مميزات جامعه شناختي جوامع علمي مي باشد.

تصوير كوهن از شيوه پيشرفت يك علم را مي توان به وسيله نمودار بي پايان زير خلاصه كرد:
پيش علم ---> علم عادي ---> بحران ---> انقلاب ---> علم عادي جديد ---> بحران جديد ---> ...

فعاليت هاي پراكنده و گوناگوني كه قبل از تشكيل و پي ريزي يك علم صورت مي گيرد، نهايتا پس از اينكه به يك پارادايم مورد پذيرش جامعه اي علمي تبديل شد، منظم و هدفدار مي گردد. پارادايم مشتمل است بر مفروضات كلي نظري و قوانين و فنون كاربرد آنها كه اعضاي جامعه علمي خاصي آنها را پذيرفته و به كار مي گيرند. پژوهشگران درون يك پارادايم، خواه مكانيك نيوتني باشد، خواه علم ابصار موجي، شيمي تحليلي باشد يا هر چيز ديگر، به امري مشغولند كه كوهن آن را علم عادي مي نامد. (جهت توضيحات بيشتر ر.ك: ص 108 به بعد)
مطابق تعريف كوهن، در هر دوره اي از تاريخ علم، يك جريان منسجم و يكپارچه كه از اصول و قوانين علمي نزديك به هم بهره مي برند، حاكم بر فضاي علمي آن دوره است و هرگاه اين جريان منسجم به هر دليلي توانايي خود را در تبيين و پاسخگويي به مسائل جديد و مستحدثه علمي از دست بدهد، پارادايم ديگري كه توانسته است مدل منسجم و كاملي براي تبيين و توجيه نظام مند مسائل علمي ارائه كند، جايگزين آن خواهد شد. براي نمونه فيزيك ارسطو به لحاظ ناتواني از درك و فهم مسائل جديد فيزيكي جاي خود را به فيزيك نيوتني داد. نكته مهم در رويكرد پارادايمي به علوم، خاصيت غير انباشتگي علم است كه نشان مي دهد كه در هر پارادايم صرفا يك سري قضاياي علمي مرتبط با هم هستند كه به صورت يك الگوي تبيين مورد استفاده دانشمندان قرار مي گيرد و در پارادايم بعدي همه چيز دوباره از صفر شروع مي شود و ملاك قدرت و ضعف يك جريان و نظريه علمي صرفا توان توجيه مسائل و پديده هاي علمي است. (تقي آزاد ارمكي، روشنفكري ايران در رويكرد پارادايمي، نشريه ايران، 1/8/81(
و نكته آخر اينكه اصطلاح پارادايم در حوزه هاي مختلفي از علوم درجهت تحليل واقعيت ها به كار گرفته شده است و حتي عده اي با ارائه تفسير متفاوتي از پارادايم، حضور همزمان چند پارادايم موازي را در يك دوره تاريخي ممكن دانسته اند، به عنوان نمونه در حوزه سياسي، دو پارادايم «برخورد تمدنها» توسط هانتينگتون و «گفت و گوي تمدنها» توسط آقاي خاتمي از دو ديدگاه، متفاوت در صدد تبيين علل پيدايش، رشد و بالندگي و انحطاط تمدنها مي باشند. (رضا اسماعيلي، پارادايم گفت و گوي فرهنگ ها، روزنامه همشهري، 14/6/81)

http://www.porseman.org/q/showq.aspx?id=929

------------

اساتيد رشته هاي مختلف تعاريف مختلفي از پارادايم دارند گروهي آن را الگو و نمونه، معنا مي كنند. دکتر حسین شریفی طراز کوهی در تعریف پارادایم، آن را گفتمان برتر و گفتمان حاکم می نامد. دکتر محمدباقر بابایی طلاتپه، پارادایم را نگرش معنی می کند و عنوان می دارد پارادایم، فضای حاکم بر ذهن است.

-----------

پارادایم در معنای عام یک چارچوب فکری است ولی در معنای خاص هر پارادایم محدوده ای از عالم هستی و قواعد آن را بر روی ما می گشاید و پیش فرضها و بـرداشتهای ما نسبت به موضوعها را تعیین می کند.
علاوه بر ماهیت، توجه به کارکردهای پارادایم نیز بسیار جذاب است. هر پارادایمی محدوده ای را تعریف کرده و در آن محدوده، قواعدی را حاکم می سازد. این قواعد بسیار مهم هستند و تنها با درک عمیق و بهره گیری از آنها است که موفقیت امکان پذیر می گردد. «تولید انبوه» در عرصه ای که قواعد «تولید ناب» حاکم است نمی تواند موفقیت آور باشد. کسب و کار نیز به دور از قاعده «عرضه و تقاضا» کاری بی فایده است. به عبارتی «پارادایم مجموعه ای از قواعد است که محــدوده ای را مشخص کرده و به شما نشان می دهد که برای موفقیت در داخل این محدوده چگونه باید رفتار کنید، پارادایم الگویی برای چگونگی حل مسایل ارائه می نماید». (ژول بارکر)

کارکرد مهم دیگر پارادایم ها، ایجاد ساختاری برای پیش فرضها، باورها و برداشتهای مشترک است. پارادایم ها دیدگاه انسان نسبت به حقیقت را بنا می کند و به او طریق درک مسائل را نشان می دهد. پارادایم ها به انسان قدرت تجزیه و تحلیل مسائل پیچیده و نظم دهی به اجزای آن را می بخشد و مبنایی را برای قضاوتهای او فراهم می سازد. «صحیح یا غلط» بودن و چگونگی رسیدن به این نتایج نیز زاییده پارادایم حاکم است. پارادایم ها اگرچه کامل نیستند، ولی حتی در چنین شرایطی نیز برای انسانها راهگشا خواهندبود.

از خصوصیات پارادایم این است که هنگام ظهور یک پارادایم جدید، توانمندیهایی که متکی بر قواعد پارادایم گذشته شکل گرفته اند، ازبین خواهندرفت و همه صرفنظر از جایگاه خود در پارادایم قبلی می بایستی از صفر شروع کنند. بدین ترتیب، در بستر یک پارادایم جدید فرصتهای جدیدی برای همه و ازجمله سازمانهایی که حتی از قبل نامی از آنها نبوده، نیز به وجود خواهدآمد. بنابراین، دوران انتقال پــارادایم یک دوران استثنایی برای شکار فرصتهاست.

خصوصیت مهم دیگر پارادایم ها این است که با ایجاد یک چارچوب نگرشی، بر برداشتها و پیش فـــــــرضهای انسان به شدت تاثیر می گذارند، تاحدی که پای بندان به پارادایم را از درک حقایق خــــارج از پارادایم محروم می سازند. این ویژگی سبب می شود تا نوآوری و خلاقیت در فضای پارادایم تنها به مرزهای آن محدود گردد.

http://esmaeilirfj.persianblog.ir/

 

 

درخصوص پارادایم مثال زیر قابل ذکراست:

 

گروهي از دانشمندان 5 ميمون را درقفس قرار دادند. در وسط قفس يک نردبان و بالاي نردبان موز گذاشتند. هر زماني که ميموني بالاي نردبان مي‌رفت دانشمندان بر روي ساير ميمون‌ها آب سرد پاشيدند.  پس از مدتي، هر وقت که ميموني بالاي نردبان مي‌رفت سايرين او را کتک مي‌زدند.  

پس از مدتي ديگر هيچ ميموني علي‌رغم وسوسه‌اي که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمي‌داد.

دانشمندان تصميم گرفتند که يکي از ميمون‌ها را جايگزين کنند. اولين کاري که اين ميمون جديد انجام داد اين بود که بالاي نردبان برود که بلافاصله توسط سايرين مورد ضرب و شتم قرار گرفت. پس از چندبار کتک خوردن ميمون جديد با اينکه نمي‌دانست چرا اما ياد گرفت که بالاي نردبان نرود. ميمون دومي جايگزين شد و همان اتفاق تکرار شد. سومين ميمون هم جايگزين شد و دوباره همان اتفاق(کتک خوردن) تکرار گرديد. به همين ترتيب چهارمين و پنجمين ميمون نيز عوض شدند.

آن چيزي که باقي مانده بود گروهي متشکل از 5 ميمون بود که با اين که هيچگاه آب سردي بر روي آنها پاشيده نشده بود ميموني را که بالاي نردبان مي‌رفت کتک مي‌زدند.

اگر امکان داشت که از ميمون‌ها بپرسند که چرا ميموني که بالاي نردبان مي‌رود را کتک مي‌زنند شرط می بندم که جواب آنها اين خواهد بود:    "من نمی‌دانم، اين اتفاقي است که اطرافمان مي‌افتد"

اين جواب به نظر شما آشنا نمياد؟

منابع ومراجع:

1-     http://esmaeilirfj.persianblog.ir

2-     http://babaghesse.blogfa.com

3-     http://www.javab.ir

4-     http://www.porseman.org

5-     http://strategic.iran.sc

 

گردآوري مهندس بيات : 1390/12/14

 

 

 

 



:: موضوعات مرتبط: | بازدید : 2949
:: برچسب‌ها: ,
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
کد امنیتی : *